تبليغاتX
از شير مرغ تا جون آدميزاد !
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

 

الهم صل علي فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها و سرالمستودع فيها بعدد ما احاط به علمك.

 

السلام عليك يا فاطمةالزهرا

 

چيه ؟ حالت گرفته است ؟ تو خودتي ؟

آهان ... روز مادره ؟ ميخواي يه چيزي برا مامانت بخري تا شادش كني ؟ تا يه جورايي غير مستقيم بگي مامان منو به خاطر همه ي اشتباهاتم ببخش ؟

 

اه... لعنت، لعنت به اين غرور مسخره جووني كه حتي نميتوني پيش مامانت بشكنيش... با اينكه روزي چند بار پيش دوستت، همكارت و همكلاسيت سر هيچ و پوچ ميشكنيش... دوست داري حداقل يه شاخه گل بگيري بري سراغش ... دستشو ببوسي و سرتو بذاري رو شونا هاش و هاي هاي گريه كني. دست هايي كه روز به روز سفت تر وخشكتر ميشه و شونه هايي كه روز به روز افتاده تر.

 

دوست داري مامانت همه اشتباهاتتو ببخشه ؟ سرش داد كشيدنات ... بهونه گرفتنات ... بد خلقي هات ... قهر كردنات ... كم محلي هات ...

دوست داري مامانت هيچي از تو به دلش نگيره ؟ دوست داري ازت راضي باشه ؟

دوست داري هميشه دعاي خيرش كه از تمام حرز و دعاها و ورد و جادوهاي دنيا قويتره و پيش خدا محترمتر، پشت سرت باشه ؟

 

مطمئن باش مامانت همينجوريه كه دوست داري ... تو هرچي هم باشي بازم بچه شي و از جونش بيشتر دوستت داره. هيچ وقت ازت ناراحت نميشه و هميشه نگرانته ولي چون تو خودت بد كردي باهاش، فكر ميكني اونم اينجوريه.

 

پس معطل نكن ... زود يه شاخه گل بگير و برو سراغش بغلش كن و ببوسش...

بشكن اين غرور بي جا رو ! فقط به خاطر كلمه مقدس مادر ... بشكنش.

 

 

يا علي.

 

نوشته شده توسط وحيد رسوخي در ساعت  | لینک  |