السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين و علي الارواح التي حلت بفنائك.
سلام.
ايندفعه رو ميخوام يه جور ديگه شروع كنم. خودمم نميدونم چجوري فقط ميدونم كه ميخوام بنويسم.
از وقتي چشمامو به اين دنيا باز كردم , تو كل روزاي سال 10 روز بود كه برام خيلي عجيب بود.
همون 10 روز اول محرم.
تو اين روزا يهو فضاي شهر و مردماش تغيير ميكردن. همه جا سياه ميشد مردم سياه ميپوشيدن. وقتي از بزرگترام ميپرسيدم براي چي سياه ميپوشيم و شبا توخيابونا و مساجد و حسينيه ها تو سر و سينه ي خودمون ميزنيم ؟ ميگفتن به خاطر امام حسين. به خاطر برادرش عباس. به خاطر اهل و عيال و بچه هاي امام حسين و 72 نفر ديگه. از همون روزا عدد 72 تو ذهنم يه جور ديگه نقش بسته. تا ميگفتن 72 ياد محرم و ظهر عاشورا و عزاداري و همون سوالاي قبلي مي افتادم.
ولي كسي به اين سوالام درستو حسابي جواب نميداد.
ميپرسيدم امام حسين چرا شهيد شد؟ براچي؟
ـــ برا اينكه يزيد ظالم بود امام حسين نخواست باهاش بيعت كنه و رفت با خونوادش و 72 نفر ديگه باهاش جنگيد و كلي تيرو نيزه بهش زدن و شهيدش كردن آخرش سرش رو از بدنش جدا كردن و برا يزيد فرستادن.
خوب حضرت ابوالفضل كي بود؟
ـــ برادر امام حسين بود كه تو كربلا رفت برا بچه هاي امام حسين آب بياره زدن دو تا دستاشو قطع كردن و چشماشو درآوردن و تير به مشك آبش زدن.
زينب كي بود ؟ علي اكبر ؟ علي اصغر ؟ رقيه ؟ اينا كي بودن.
و همينجور سوال كه به ذهنم ميومد اما هيچكس جواب قانع كننده اي براش نداشت. بعدها كه بزرگتر شدم سوالاي بي جواب ديگه اي هم به اين سوالاي قبليم اضافه شد.
فهميدم كه اكثر اونايي كه تو محرم تو سرو سينه ي خودشون ميزنن و اشك ميريزن همه اين افراد رو فقط در اين سطح ميشناختن. امام حسين و خواهرشو برادرش و بچه هاشو فقط با كربلا و فقط تا كربلا ميشناختن.
كسي عميق به اين مسئله نگاه نميكرد كه بابا چطوري ميشه چي باعث ميشه كه يه نفر مثل امام حسين فقط به خاطر بيعت نكردن با يزيد تو كربلا شهيد شد؟
مگه ميشه ؟ اگه اينطور بود پس چرا خونوادشو با خودش برد ؟
نه ... ! مطمئنا يه چيزاي ديگه اي بود كه امام حسين حاضر شد بره كربلا. خودش رو و هرچي كه داشت رو فداي پا بر جا موندن دينش كنه.
امام حسين اگر فقط براي بيعت نكردن با يزيد به كربلا ميرفت اونوقت نميومد چندين بار قبل از حادثه كربلا يزيد و دارو دسته اش رو امر به معروف نهي از منكر كنه. چيزي كه تو جامعه ي امروز ما به كل از ياد رفته و فراموش شده. همه فقط شعارشو بلدن.
امام حسين اگر فقط براي بيعت نكردن با يزيد به كربلا ميرفت اونوقت نميومد ظهر روز عاشورا جلوي اون همه تيرو نيزه دشمن نماز ظهر عاشورا رو به جماعت بخونه.
و امام حسين اگر فقط براي بيعت نكردن با يزيد به كربلا ميرفت اونوقت پسرش نميگفت مرگ براش شيرينتر از عسله.
افسوس ميخورم به حال خودمون كه عباس پسر علي رو خيلي كم ميشناسيم. تا اين حد كه عباس رفت از فرات آب بياره خودش در حالي كه ميتونست آب بخوره ولي نخورد و مشك رو پر كرد و برگشت.
ما فقط معني اين جمله رو ميدونيم : والله اِن قَطَعتُمو يَميني اِنّي اُهامي اَبَداً عَن ديني.
نميدونيم چي باعث شده كه اين كلمات به زبان حضرت عباس اومده.
ما عباس رو با قيافه ي زيبا و ابروي كمان و قد و بالاي رشيد و پهلوان بني هاشم ميشناسيم.
نميدونيم چرا او به سمت سپاه يزيد كه از طرف مادر با اونها هم خويشاوند بود نرفت و كنار برادرش موند؟
ما نميدونيم چرا امام حسين بچه شير خواره شو بالاي دستش گرفت و اون تير چرا به گلوي علي اصغر خورد ؟
و در كل اينو فهميدم كه ما هيچ چيز از حادثه ي كربلا و امام حسين و عباس و زينب و ... نميدونيم.
اي كاش به جاي اينكه تا نصف شب تو خيابونا با طبل و بلندگو و سر و صدا مثلاً عزاداري امام حسينو بكنيم. تو خونه بشينيم و ببينيم اين زيارت عاشورا كه ميگن چيه ؟
اي كاش ميدونستيم ما چرا تو زيارت عاشورا ميگيم : اَشهَدُ اَنَّكَ قَد اَقَمتَ الصَلوة وَ اَتَيتَ الزَكاة ؟
اي كاش به جاي اينكه روز عاشورا به فك و فاميلامون غذا بديم يه فكري هم به حال اون بچه اي بكنيم كه چشمش به دره و منتظره يكي براشون نهار بياره چون ديشب شام هم نخوردن.
اي كاش به جاي اينكه اشعاري كه مداحا ميخونن رو حفظ كنيم. دو آيه قرآن رو همراه با تفسيرش بخونيم و ببينيم خدا در مورد اونايي كه در راه خدا شهيد ميشن چي ميگه ؟
و لا تَقولو لِمَن يُقتَلُ في سَبيلِ اللهِ اَمواتا بَل اَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقون
و اي كاش ... اي كاش ... اي كاش.
يا علي
التماس دعا وحيد
