سلام.
بازم بعد دو هفته برگشتم ! به جون خودم نميتونم دل بكنم از اينجا ! هي ميگم بسه ديگه ... نمينويسم ! ولي يه هفته كه ميگذره دلم هواي نوشتن رو ميكنه و هر جوري باشه يكي دو خط مينويسم.
درسته يه كم دير شده ولي بازم ارزششو داره :
اينكه ما هم جزو 8 كشوري (امريكا – روسيه – چين – فرانسه – انگلستان – هند – پاكستان - ايران) كه فن آوري چرخه ي كامل سوخت هسته اي رو به دست آوردن , شديم رو به همه تبريك ميگم.
درسته ! كليشه اي شده ديگه ! ولي يه چيزي هست كه بايد بگم.
آقا جان ! بابام جان ! ما ايراني هستيم ! ما ديگه چرا ؟ از ما ديگه بعيده ! چي بعيده ؟
بعد از اين خبر رئيس جمهور , بعضي ها شدن عين BBC و بر ضد خودمون حرف زدن .
يكي ميگه اين كه چيزي نيست ! ما تازه تونستيم ايزوتوپ 235 رو به غناي 5/3 درصد برسونيم !!! الان تو دنيا همه دارن با 7 درصد كار ميكنن!
يكي ميگه بابا تازه در سطح آزمايشگاهيه ! تا به توليد انبوه برسه طول ميكشه !!!
واقعا كه ! عوض اينكه يه كم از خودمون دفاع كنيم داريم بيشتر به ضرر خودمون كار ميكنيم.
اينم همينجا بگم ها !منم قبول دارم كه دكتر احمدي نژاد اين امر رو به بار نشوند و كار قبلي ها رو نبايد از ياد برد. ولي بالاخره از قديم گفتن "كار را كه كرد ؟ آن كس كه تمام كرد".
خوب ديگه ...
خدمت تمامي طرفداران رضا خان صادقي (مخصوصا غزل خانوم و مهناز خانوم )هم عرض كنم كه من بالاخره ترانه ي دلم برات ميسوزه ايشون رو گوش دادم و مورد پسند اينجانب قرار گرفت !!!
راستي !
هر كي ميخواد آهنگاي باحال همچنين گوش بده فقط بره آلبوم هاي جديد محسن يگانه و حامد هاكان رو بگيره گوش كنه ! محسن يگانه (وقتي رفتي - آخه دلم) و حامد هاكان (خود فروش).
محسن چاوشي عزيز هم چون آلبومش خيلي وقته تو بازاره فكر كردم تا الان گوش داديد بهش.
اگه گوش نداديد پس "لنگه كفش" محسن چاوشي و همچنين آلبوم جديد اميد عامري رو كه توش محسن هم خونده , از دست نديد.
در ضمن يادم رفته بود قبلا بگم , آلبوم پسرم (مخصوصا ترانه پسرم) سعيد شهروز رو هم گوش كنيد بد نيست .
امروز يكي دو سه تاشو كه خودم دانلود كردم رو براتون ميذارم اينجا تا حال كنيد. (فقط محض دلخوشي ! چون خيلي از سايتها و وبلاگها هستن كه اين آهنگا رو ارائه ميدن.)
اگه اسم بعضي ترانه ها رو ندونستم ببخشيد ! يه تيكه از ترانه رو نوشتم !!!
حامد هاكان – تو سال نو آدم باش
محسن يگانه – نفرين به عشق (يا شايدم اسمش غربت باشه)
اينم فقط به خاطر مجيد اخشابي :
مجيد اخشابي – تيتراژ پاياني مردان آهنين
***
آقا جاتون خالي چند روز پيش تو دانشگاه يَك اعتصابي شد كه نگو ! جزئياتشو من ديگه حوصله ندارم تعريف كنم !دوستام اگه اومدن براتون تعريف مي كنن ! فقط خواستم خبرتون كنم و بگم ما هم ديگه بزرگ شديم !!!!
يه چيز ديگه هم بگم و برم :
هر كي طرفدار بارسلونه حتما اينجا يه نظري بپرونه ! چون امسال واسه كوري چشم بد خواه مد خواها حتما قهرمان ميشيم !
كاپيتان پويول – رونالدينيو – دكو – ليونل مسي و اتوئو رو داشته باشيد كه كاپ قهرماني رو ميبرن بالا سرشون. آرسنال و ميلان و ويارئال هم كاره اي نيستن.
ما قهرمانيم تا كور شود هر آنكه نتواند ديد !
پرسپوليس رو هم امسال بي خيال شيد. ! استقلالي ها قهرمانيتون مبارك ! (درسته الان كه مي نويسم معلوم نيست چي ميشه ولي احتمال قريب به يقين استقلال قهرمانه ! نوش جونشون)
قربون همتون برم. يا علي !
داداش وحيد
ببخشید نمیدونم چی میشه که من نه حال و حوصله ی نوشتن دارم و نه وقتشو !
کلاسامون هنوز شروع نشده. خدا میدونه کی میشینیم سر درس و مشقمون.
این هفته هم محض خالی نبودن عریضه یه چیزایی نوشتم.
راستی یکی به این غزل خانوم بگه من میخوام ۱۲۴ سال زنده باشم ! خیالیه ؟
حیف که هرچی میگردم نمیتونم یه Convertor خوب پیدا کنم تا چند تا از ترانه های باحال مجید اخشابی رو بذارم اینجا ! اگه پیدا کنم حتما این کارو می کنم.
فعلا !
یا علی و التماس دعا.
سلام.
بابا چرا اینجوری نیگام میکنین ؟ خوب بازم یه هفته آپ نکردم ! نمیرسم آپ کنم دیگه !!! باور کنید تو همین عید 4 روز تعطیل بودم نمیدونید چه کیفی داشت !!!
حالا بی خیال !
عیدتون مبارک ! صد سال به این سالها !
سال 84 خوب بود ؟ برا من که خیلی خوب بود ! ایشالا امسالم همونطوری و حتی بهتر از اون باشه .
2-3 هفته پیش یعنی دقیقا شب چهارشنبه سوری برام یه اتفاقی افتاد که واسه همون وبلاگو آپ نکردم. گفتم بذار قضیه حل بشه و تکلیفم روشن شه بعد.
حتما می پرسین چه اتفاقی ؟ آره ؟! پس گوش کنید :
جونم براتون بگه که ما یه درس 3 واحدی ادبیات عمومی بی صاحاب داریم که همین اولش بابامونو در آورده ! و چون 3 واحده !!! ما هم خیلی ارادت خاصی بهش داریم !
3 نمره ی این درس مربوط میشد به یه گزارش از هر چیزی که دلمون میخواد و ضمنا استاد محترمش هم راضی باشه.
کلی فکر کردیم و فسفر سوزوندیم و تو سرو کله مون زدیم تا بالاخره تونستیم یه موضوع خوب واسه این گزارش تهیه کنیم ! اونم چه موضوعی ! "چهارشنبه سوری" .
تا موضوع رو با استاد مطرح کردیم فوری اینو نوشت پای اسم ما !
اینم یادم رفت بگم که باید حتما یکی دو تا عکس از این موضوعی که انتخاب کردیم میگرفتیم و حتی تو یکی از عکسا باید خودمون هم میبودیم !
خلاصه اش کنم ...
من هم دقیقا روزی که شبش چهارشنبه سوری بود پریدم و از دوست و همسایه عزیزمون علی جون همون آنتونیوی معروف , دوربین دیجیتالشو گرفتم و خواستم یکم آرتیست بازی کنم !!!
شب با افشین خان یکی دیگه از دوستام قرار گذاشتیم و رفتیم کجا ؟
آفرین ! حد فاصل چهارراه منصور تا آبرسان که تو این شب میشد یه فلسطین دیگه !!!!
جاتون خالی ! چه خبر بود ! ما هم داشتیم کیفشو میبردیم . عکس هم اصلا نتونستم بگیرم جز یکی دوتا آتیش بازی خیلی کوچولو !
از چهارراه منصور که یکم بالاتر رفتیم و یواش یواش نزدیک شدیم به چهارراه آبرسان دیدیم بیشتر از مردم , نیروی انتظامی و سپاه و ارتش و بسیج و یگان ویژه های اینا بودن که ریخته بودن اونجا !!!
وضع خیلی خراب بود ! چون طرفدارای این دکتر چهرگانی هم اعلامیه داده بودن که اونشب قراره بترکونن ! (نپرسید اون دیگه کیه ! ترکها بهتر میدونن).
واسه همین بود که فشارها بیشتر بود.
گارد ویژه باموتور و جلیقه ضد گلوله !!! و باتوم و ... ریخته بودن تو خیابونا و پیاده رو و هر کی که دم دستشون بود رو با باتوم میزدن. فرقی هم نداشت کجاش میزدن !!!
به قول افشین که میگفت اینا سرباز صفر هستن و 6 ماه تو پادگان زندانیشون کردن حالا ولشون کردن تو خیابونا تا یه دلی از عزا در بیارن !!! 2-3 تا هم دختر میدیدن حسابی گل از گلشون میشکفت و انرژی میگرفتن و مردم بدبخت رو بیشتر و محکمتر میزدن !
باز خدا ننه بابای این کسایی که درختای کنار جوبا رو میکارن رو بیامرزه ! ما تا میدیدیم این موتوریا میان زودی میپریدیم پشت این درختا که نه از خیابون بخوریم و نه از پیاده رو !
همینطوری کارا خوب پیش میرفت و ما هم از این موتوری ها عکس میگرفتیم که یهو...
چشمون افتاد به یه الگانس نیروی انتظامی که تو اون تاریکی شب چراغاش بد جوری تو چشم میزد !
مردم تو فکر ترقه بازی بودن و ما تو فکر اینکه چجوری میتونیم از این الگانسه عکس بگیریم !
من میگفتم از همینور خیابون زوم کنم روش یه عکس خوب بگیرم ! افشین هم میگفت کاری نداره که بیا بریم جلوتر و از جلو عکس بگیریم !
نگو مامورای اطلاعات سپاه نشستن اونتو و دارن مخفیانه از مردم فیلمبرداری میکنن !!!!
ما هم ندونسته دو سه تا عکس جانانه از اون الگانس ( قربونش برم ) گرفتیم و میخواستیم برگردیم که یهو یکی از پشت منو گرفت !!!
برگشتم دیدم یکی دو تا از این بچه بسیجیا هستن.
یکیشون گفت : آقا چیکار میکنی ؟ گفتم عکس میگیرم. مچمو گرفت و کشید طرف الگانسه !!!
خلاصه !! دوربینمو گرفت ! گفتم بابا من دانشجوئم و این کارمه ! گفت کارتتم بده ! ما هم بی هیچ چون و چرائی کارت دانشجوئی مون رو هم دادیم رفت !
این دوتا رو ازمون گرفت و داد به یه موتوری و اونم برد !
بعد گفت فردا بیاین از حوزه 2 بسیج دوربینتون رو تحویل بگیرین . ما هم چون افت داشت برامون که التماس و خواهش کنیم , چیزی نگفتیم و یه راست رفتیم حوزه 2 بسیج !
یه چیز جالب هم اینجا اتفاق افتاد که پکیدیم از خنده !!!
آقا من که الحمد لله ! ریش به راه !!!! اون شب هم یه شلوار مشکی و کاپشن مشکی پوشیده بودم.
افشین هم برعکس من ! یه شلوار لی ! موهای بلند عقب شونه کرده با یه کلاه (cap).
دم در حوزه 2 مامور گذاشته بودن ! من سرمو انداختم پایین و از کنار این مامور گذشتم و رفتم تو ! افشین که خواست رد بشه جلوشو گرفتن و گفتن کجا ؟ بیچاره افشین گفت من با این آقام !!!!
بعد که رفتیم تو یکی اومد پیش من و بهم گفت برادر !!! شما از کدوم گروهانید ؟؟؟؟!!! منم بهت زده گفتم بابا من گروهان مروهان نمیشناسم ! دوربینمو گرفتن منم اومدم ببینم چه خبره !!!
گفتن برید به اون یارو که دوربینتون رو گرفته بگید با ما تماس بگیره تا ماهم در جریان باشیم !
با کلی مکافات تو اون شلوغی رفتیم اون برادر رو پیدا کردیم و بهش گفتیم که یه تماسی با اونا بگیره و بگه که یه همچین اتفاقی افتاده ! اونام این کارو کردن و به ما گفتم برید فردا بیاید همه چی حل میشه!
ما هم تشکر !!! کردیم و اومدیم خونه !
حالا بماند که یه روز رفتیم گفتن دوربین شارژش تموم شده برید شارژرشو بیارید تا عکساشو پاک کنیم و بدیم ! گفتیم بابا هرچی هست تو اون Ram دخیره شده , اونو دربارید و با یه موبایل پاکش کنید و بدید. گفتن نمیشه ! باید با خودش پاک کنیم. من هم اونهمه راه برگشتم و شارژرو بردم دادم بهشون.
اینم بماند که بازم فرداش (پنج شنبه) رفتم و گفتن هیشکی نیست برو شنبه بیا !!!!
بالاخره رشنبه رفتم و گفتن برو از سپاه ناحیه بگیر ! دوباره دویدیم و رفتیم سپاه ناحیه و یه تعهد و امضا و اثر انگشت دادیم و دوربین و شارژر و مارت دانشجوئیمون رو گرفتیم و برگشتم !!!!
آخرش هم کلی فحشو بد و بیراه به خودمون دادیم و توبه کردیم که دیگه یه همچین روزی پامونو از خونه بیرون نذاریم و اون 3 نمره ای که میخواستیم بگیریم ایشالا کوفتمون بشه !!!!
قصه ی ما به سر رسید , من نتونستم 3-4 شب راحت بخوابم !!!
این براتون تجربه باشه تا دیگه پا تو کفش زحمت کشان جمهوری اسلامی نکنین که اونجوری کلاهتون پس معرکه است !
این عکسایی که از همین نت پیدا کردم رو ببینید و حال کنید :




ببخشید این آخری یکم غیر شئونات اخلاقی شد !!!
تصورشو بکنین این عکسو بذارم جلوی استاد شدیدا مذهبی ادبیات !!!
دیگه حال ندارم زیاد بنویسم. این دو سه تا برنامه ای رو که نوشتم رو هم دانلود کنین و برین بخوابین.
یه برنامه دیگه نشون دهنده پسوردهای ستاره ای که خودم نوشتمش
تغییر شکل پنجره ها (دایره و ستاره) و برگردوندن اینجور پنجره ها به حالت عادی
تا هفته بعد !
التماس دعا ! یا علی !
داداش وحیدتون
